علي بن حسين انصارى شيرازى
405
اختيارات بديعى ( قسمت مفردات ) ( فارسى )
الماس انواع است اول سفيد شفاف مانند آبگينه فرعونى دوم زردرنگ آن را زيتى خوانند و سرخ و سياه و اكهب و بهر ناحيه و بلاد نوعى پسندند اهل عراق و عرب و عجم الماس زرد پسندند و اهل هند آنكه خوشقد بود باشكال مربع و مثلث و مكعب بود يعنى در اصل فطرت درست و تيز اطراف باشد و شكسته را بفال بد دارند و بدترين انواع الماس رخو سفيدرنگ بود بىطراوت و برق طبقه مثل طلق از هم برخيزد و بيشتر شكل الماس زواضلاع بود املس نادر بود و الماس با سرب و تيشه توان شكست و چون وى را بشكنند سه سو بود و آتش بوى كار بكند ابن مؤلف گويد گمان جماعتى برآنست كه جمله اشكال الماس مثلث بود و تا چندانكه مىشكند هم مثلث مىشكند و اين ظنى خطاست و در افواه مشهور شده وصيت شهره آن به عنعنه رسيده كه الماس با سرب شكسته شود و اسرب آن را نيست گرداند و بدين سبب اين خيال افتاده كه بگاه شكستن الماس مشاهده كرده باشند كه پارهء اسرب بر روى سندان نهاده باشند تا الماس از زخم پتك بخمد و متلاشى نگردد و بسبب صلابت كه در جواهر اوست و اگر بجاى اسرب شمع يابند يا پيه همين فايده كند كه نگذارد كه اجزاى وى متلاشى شود و معدن الماس در جزاير شرقى ديار هند است و الماس را از ميان ريگ بيرون آورند صاحب مخزن الادويه مىنويسد : ماس اسم فراسى الماس است و بهندى هيرانا نامند و از نظر ماهيت از احجار نفيسه و صلبترين و خشكترين احجار است و الوان مىباشد از سفيد و زرد و سياه و سرخ و سياه كمرنگ كه بهندى تيليا نامند لاتين ADAMAS فرانسه DIAMANT انگليسى DIANOND ماميران گويند نوعى از عروق الصفراست و از وى گرمتر بود و آن چينى بود و خراسانى بود خراسانى تيرهرنگ بود كه به سبزى زند و آن عروقى باريك بود كه گره داشته باشد و طبيعت آن گرم و خشك است در آخر دويم و گويند گرم بود در اول و خشك بود در سئوم سفيدى ناخن و سفيدى چشم را زايل كند و روشنايى بيفزايد و اصل وى يرقان را نافع بود و مغص را در وى ادرار بود و مقدار مأخوذ از وى نيم درم بود چون با سركه سحق كنند و بر كلف طلا كنند زايل كند و گويند مضر بود به گرده و مصلح وى عسل بود و بدل وى به وزن وى عروق الصفر و نيم وزن آن مر بود صاحب مخزن الادويه مىنويسد : ماميران قسمى از زردچوبه بود و كوچكتر از زردچوبه و باريكتر از آن و گرهدار و در گرههاى آن ريشهاى ( ريشههاى ) بسيار باريك شبيه به موى بود لاتين CHELIDONIUM MAJUS فرانسه GRANDE CHELIDOINE - GRANDE ECLAIRE - CHELIDOIN ECLAIRE انگليسى CELANDINE مارون حنين گويد مرباخور است و گفته شود مامون حاشا بود و گفته شد ماء نيكوترين آب چشمه آن بود كه از طرف شرق آيد و نيكوترين آن بود كه بشدت بيرون آيد بر مقابلهء شمال و بر سنگ روانه بود و براق و صافى بود و سبكوزن و رايحه و طعم بد نداشته باشد و چون آفتاب بر وى تابد زود گرم شود و چون زايل شود زود سرد شود و زود از معده بگذرد و ثقل طعام سبك گردد از آن و طبيعت آن سرد و تر بود و ترى آن در چهارم و مقدار معتدل از وى آنقدر بود كه غذا را يارى دهد و باعضا رساند و رطوبات نگاه دارد و نضارت و نعومت از وى بكند و وى ريشها را بد بود و بسيار خوردن وى كزاز و رعشه و سبات و نسيان آورد و نشايد كه تشنگى برند كه شهوت را و قوت را نقصان دهد و مجفف چشم و مظلم بصر بود و ابن مؤلف گويد در آب بسيار خوردن سه مضرت است بزرگ اول آنكه آب سرد و تر است و چون بسيار خورند حرارت غريزى را ضعيف كند و چون همه قوتها كه تدبير مىكنند بواسطهء حرارت غريزى مىكنند چون حرارت ضعيف شود قوت جاذبه جذب غذاى نواحى نتواند و ماسكه غذا را بواجبى نگاه نتواند داشت و هاضمه هضم صالح